دنبال یک کلمه می گردم
یک کلمه درباره ی این دقایق تعطیل
یک کلمه درباره ی این اصوات موهوم
دنبال یک کلمه
از این کوچه به آن کتاب
از آن کتاب به آن دیگری عصر جمعه
****
بعد اینطور شد که تو هم فهمیدی
تمام جرایم مکرر جوانی ام را
بعد
اینطور شد
که تو هم
فهمیدی
اینطور که
یک صبح زود به درختان ِدربادِ پایین پنجره ای خانه ات
خیره مانده بودم
به همین سادگی
تو فهمیدی
****
دیدی که من بی درختی و بی برگی
تمام ارتفاع مستقیم دقایق بی تو یی ام را
به بادهای جمعه سپردم
دیدی که من بی چشم به راهی و بی چشم به راهی
همه ی کتابهایی که برایم آورده بودی خواندم
کی شنبه می شود تا کتاب فروشی ها باز شوند ؟
****
چیز غریبی ست
آدمیزاد
غریب
غریب
مثل تنه ی خشکیده درختی به گوشه ی باغی دور
در عصر نیمه تاریک و نیمه غروب یک روزتابستان
مثل پوسته ی خشکیده ی تنه ی درختی
دور
دور
آدمیزاد
غریب است
نه محمود ؟
وبلاگی در باره ی ترجمه و شعر و ادبیات و سیاست و خانه و خیابان و راه های دور و چیزهای دیگر که توسط علیرضا سعادت نوشته می شود گاه به گاه .((کلیه حقوق آثار این وبلاگ برای نویسنده محفوظ است .)) ضمنا ارمیا نام پیامبری ست و نام هیچ گلی نیست