یهو برهوت
یهو بیابون
یهو یه تریلی که بارش گرانیت بود و
جاده
یهو گلو درد
یهو تنهایی
هُری ریخت وسط دل و دستم
یهو بارون گرفت و صبح پنجشنبه رو شُست
شُست به قدوقواره ی یه میدون راه آهن و یه اتوبان تهران قم
یهو تیغ تیر ظهر و بیابون های خاک گرفته
یهو دیوار بلند سنگ و قله های بریده به بی کسی ِ یه سنگ بری
یهو تیغ
یهو ظهر
یهو خورشید و نفس گیر کرده ی من به بغل یه اتوبان مذاب
برهوت می دونی چندتاست ؟
خیلی
بیابون می دونی چجوری می چرخه به خیره شدن به دور؟
سخت
گرانیت می دونی چیه ؟
سنگ ِ
سنگ خارا
گلو دردو تنهایی و بارون تابستونه خوندی ؟ شنیدی ؟ دیدی ؟
بیابون خاک گرفته و کوپ سنگ گردن بریده می دونی چطوریه؟
ساکته
شنیدی ؟
اتوبان
اتوبان مذاب بلدی چطوریه ؟
همه اش یهو هُری ریخت وسط دل و ...
دستهام