نکات خیلی پر اهمیت درباره ی کوه و کوه رفتن
1- کاش می شد آدمیزاد فقط از کوه بالا برود و مجبور به پایین آمدن نشود، حالا هم که مجبوربه پایین آمدن از کوه هستیم ونمی شود تا قیام قیامت آن بالا جا خوش کنیم ، برگشت را آرام تربیاییم و مراقب زانوهای ساکت خود باشیم.
2- درتابستان مهم تراز زمستان است که همراه خود بطری آبی ببریم ، این را همه ی سنگ و صخره های محزون می دانستند.
3- تنها به کوه برویم و تنها ازکوه برگردیم مگر درارتفاعات بالا یا در اتفاقات از آن دیگر دست!
4- مراسم عزاداری برای درگذشتگان و گذشتگان را جایی دیگر برگزار کنیم!
5- لعنت به موبایلهایی که موسیقی از هر نوع و در هر مقدار بلندیِ صدا پخش می کنند، آمین!!
6- نوجوان سیزده چهارده ساله ای به دوست خود گفت:شوخی شهرستانی درکوه مساویست با مرگ !
7- اگر دو نوجوان ده یازده ساله بطری آب خود را درکوه رها کردند و رفتند به آنها توضیح ندهیم که کوه ها درحوزه ی خدمات شهری شهرداری نیست،چون ممکن است زیاد مودب نباشند.
8- موقع رفتن یکسر و آرام بالا برویم و موقع برگشتن گاهی بایستیم و به امان خواهی زانو و پرنده ای که درسکوتِ نشیب دره می خواندگوش دهیم.
9- هرجااحساس کردیم دیگرنمی توانیم ادامه بدهیم و هنوز تا قله راه بسیاری هم مانده بود، به ندای احساسمان گوش ندهیم، ادامه بدهیم.
10- به قله برسیم !
11- الحّب سیبقی یا ولدی!!
وبلاگی در باره ی ترجمه و شعر و ادبیات و سیاست و خانه و خیابان و راه های دور و چیزهای دیگر که توسط علیرضا سعادت نوشته می شود گاه به گاه .((کلیه حقوق آثار این وبلاگ برای نویسنده محفوظ است .)) ضمنا ارمیا نام پیامبری ست و نام هیچ گلی نیست