بازگشت (ترجمه از ژاپنی)
帰途
言葉なんかおぼえるんじゃなかった
言葉のない世界
意味が意味にならない世界に生きていたら
どんなによかったか
あなたが美しい言葉に復讐されても
そいつは ぼくとは無関係だ
君が静かな意味に血を流したところで
そいつも無関係だ
あなたのやさいい眼の中にある涙
君の沈黙の舌からおちてくる痛苦
ぼくたちの世界にもし言葉がなかったら
ぼくはただそれを眺めて立ち去るだろう
あなたの涙に 果実の核ほどの意味があるか
きみの一滴の血に この世界の夕暮れの
ふるえるような夕焼けのひびきがあるか
言葉なんかおぼえるんじゃなかった
日本語とほんのすこしの外国語をおぼえたおかげで
ぼくはあなたの涙の中に立ちどまる
ぼくはきみの血のなかにたったひとりで帰っていく
بازگشت
کلمه چه بود ، به یاد نمی آوریم ، از یاد ها رفته است دیریست
در جهانِ بی کلمه بی کلام
جامانده بر زمینی که در آن ، پسِ هر معنایی هیچ نشسته است و تمام
کدام یک راستی می توانست باشد ، کدام ؟
به کینه جویی از همه کلمات زیبا ایستادی
و اینچنین شد که گسست ، پیوندهای من و دیگران
تا آنجا که سکوت به قطره قطره خونت نشست ، آرام
پیوندهایت گسست ، گسست
اشک خانه می کند به سردی بر سبزه زار چشمان تو
فرو می غلطی به رنج ودرد از اینهمه سکوت آوار شده بر زبان خاموشت
برای چه ؟ برای آنکه هیچ ، هیچ کلمه در جهانمان باقی نمانده است
و من فقط خیره نگاه میکنم و تلخ می گذرم و می روم
در اشکهای تو معانی سخت همچون سختی هسته ی میوه ای نهفته است
در چکیدن ِ قطره قطره خون من ، آهنگِ در سیاهی نشستن ِ آفتاب این جهان
و غوغای در خویش لرزیدن خورشیدهایش می گذرد
کلمه چه بود ، به یاد نمی آوریم ، از یاد ها رفته است دیریست ...
شاید زبان مادریم* یا اندک زبان دیگری از زبانهای مردم این جهان راهنوز یارای به خاطر آوردن باشد
پس آنگاه من در جاری یه اشکهای تو به پاخواهم خاست
در قطره قطره ی خونت ، تنهاو تنها ، باز خواهم گشت
*این کلمه در متن «زبان ژاپنی» بود
وبلاگی در باره ی ترجمه و شعر و ادبیات و سیاست و خانه و خیابان و راه های دور و چیزهای دیگر که توسط علیرضا سعادت نوشته می شود گاه به گاه .((کلیه حقوق آثار این وبلاگ برای نویسنده محفوظ است .)) ضمنا ارمیا نام پیامبری ست و نام هیچ گلی نیست