در دلم ظهر دامنه های زمستان
نشسته است
در سرم حکومت نظامی ست و
صد اعدامی به دیواردوخته شده
قطره قطره
با خونشان
در حسرت رها شدن
راه گلو به رودخانه نمی رسد اما
+ نوشته شده در ۱۳۸۵/۰۹/۲۸ ساعت توسط علی سعادت
|
در دلم ظهر دامنه های زمستان
نشسته است
در سرم حکومت نظامی ست و
صد اعدامی به دیواردوخته شده
قطره قطره
با خونشان
در حسرت رها شدن
راه گلو به رودخانه نمی رسد اما
وبلاگی در باره ی ترجمه و شعر و ادبیات و سیاست و خانه و خیابان و راه های دور و چیزهای دیگر که توسط علیرضا سعادت نوشته می شود گاه به گاه .((کلیه حقوق آثار این وبلاگ برای نویسنده محفوظ است .)) ضمنا ارمیا نام پیامبری ست و نام هیچ گلی نیست