春のために


 砂浜にまどろむ春を掘りおこし
 おまえはそれで髪を飾る おまえは笑う
 波紋のように空に散る笑いの泡立ち
 海は静かに草色の陽を温めている

 おまえの手をぼくの手に
 おまえのつぶてをぼくの空に
 今日の空の底を流れる花びらの影

 ぼくらの腕に萌え出る新芽
 ぼくらの視野の中心に
 しぶきをあげて廻転する金の太陽
 ぼくら 湖であり樹木であり
 芝生の上の木洩れ日であり
 木洩れ日のおどるおまえの髪の段丘である
 ぼくら

 新しい風の中でドアが開かれ
 緑の影とぼくらとを呼ぶ夥しい手
 道は柔らかい地の肌の上になまなましく
 泉の中でおまえの腕は輝いている
 そしてぼくらの睫毛の下には陽を浴びて
 静かに成熟しはじめる

大岡信

  

برای خاطر بهار

 

بهارِ آرمیده برساحل شنی ، بیدار می شود دوباره

گیسوانت را خواهی آراست  پس بر لبان تو  شکوفه زار لبخند خواهد شکفت 

و بر پهنه ی آسمان ، تبسم  منتشر خواهد شد  همچون موجی بر ادامه ی آب

و دریا ، چون دشتی همه سبز  ، آرام و آرام گرم خواهد شد

 

دستهای تو، در دستهای من

نگاه ِ تو، در آسمان  من

آنک به آسمان امروز سایه ی گلبرگهای در باد  که تاب میخورند و بالا و پایین می شوند

 

جوانه ها می شکوفند بر دستان من و تو

بر میانه ی گستره ی نگاه من و تو

خورشید ، دانه دانه ی طلایی ،پرتو ی  روشنش را می افشاند

با سبزه زاران و درختان با برکه ها و نهر هاییم  ، من وتو

و بر پهنای علف سایه روشن می سازد نور خورشید از لابه لای شاخساران

و بر ادامه ی گیسوان تو نیز، سایه روشن رقصان  می گذرد

تو و من

 

دروازه ای پدیدار خواهد شد در دل بادهای تازه رسیده

که با دستان شگرف خویش من و تو و سایه سار درختان  را به خویش میخواند

برتن خاک کوچه ها  نرم نرم زندگی  می دود وجان می گیرد

دستان من وتو در دل  بهاران می درخشد

پس آنگاه در زیر مژگان من وتو دختر خورشید آبتنی می کند

آرام و آرام  موسم شکفتن فرا می رسد