えんぴつ

えんぴつは最初はとがる
使う内に丸くなる

文字を紙に残す為

絵を紙に残す為

この世に何かを刻む為に

自らを削り
よりよいものを書く為に
えんぴつは短くなっていく

この世に何かを残すには
たくさんの代償が
自分と引き換えに
真っ白な世界に
永遠を築く

の為に何人の人が
自分の命を削り
自分の色を出したのだろうか

削り足りないえんぴつ達が
数えきれない闇の中

 

 

 

 

 

مداد

 

 

اول خوب تیز می شود ، مداد

تا در میان انگشتان بنشیند ، گرد می شود و هموار

 

 

به خاطر همیشه ماندن نامه هایمان

به خاطر همیشه ماندن تصویر هایمان

 

 

برای آنکه اینهمه و همه کلمات سیاه و سیاه حک شوند برسپیدِ کاغذ

با دستهای خود می تراشیمش

و همان بهتر ، همان بهتر که برای نوشتن و باز نوشتن

کوتاه و کوتاه تر شود ، مداد

 

 

برای آنکه این همه و همه کلمات سیاه و سیاه باقی بمانند بر سپیدِ کاغذ

به پاسداشت های بسیار

به طرح خویشتن از دیگر سو  از ، آنسوی دیگر

در جهانی سراسر سفید

که جاودانگی عبث می نماید

 

 

برای خاطر انسان ها ، برای خاطرکسی از میانِشان

تا زدودن زنگار ازآنچه طریقت ماست ، طریقت انسان و باز نوشتنش

تا شکفتنِ رنگ دلِ مان بر وسعت دقایق

 

 

یافتن مدادی با نوک تیز که نیازمند آنیم ، برای آنکه  بنویسیم که  نوشته شویم

تا به حساب آییم و فرونشکنیم در دلِ تاریکی

 

 

باشد که باشد