مداد(ترجمه از ژاپنی)
えんぴつ
えんぴつは最初はとがる
使う内に丸くなる
文字を紙に残す為
絵を紙に残す為
この世に何かを刻む為に
自らを削り
よりよいものを書く為に
えんぴつは短くなっていく
この世に何かを残すには
たくさんの代償が
自分と引き換えに
真っ白な世界に
永遠を築く
の為に何人の人が
自分の命を削り
自分の色を出したのだろうか
削り足りないえんぴつ達が
数えきれない闇の中
مداد
اول خوب تیز می شود ، مداد
تا در میان انگشتان بنشیند ، گرد می شود و هموار
به خاطر همیشه ماندن نامه هایمان
به خاطر همیشه ماندن تصویر هایمان
برای آنکه اینهمه و همه کلمات سیاه و سیاه حک شوند برسپیدِ کاغذ
با دستهای خود می تراشیمش
و همان بهتر ، همان بهتر که برای نوشتن و باز نوشتن
کوتاه و کوتاه تر شود ، مداد
برای آنکه این همه و همه کلمات سیاه و سیاه باقی بمانند بر سپیدِ کاغذ
به پاسداشت های بسیار
به طرح خویشتن از دیگر سو از ، آنسوی دیگر
در جهانی سراسر سفید
که جاودانگی عبث می نماید
برای خاطر انسان ها ، برای خاطرکسی از میانِشان
تا زدودن زنگار ازآنچه طریقت ماست ، طریقت انسان و باز نوشتنش
تا شکفتنِ رنگ دلِ مان بر وسعت دقایق
یافتن مدادی با نوک تیز که نیازمند آنیم ، برای آنکه بنویسیم که نوشته شویم
تا به حساب آییم و فرونشکنیم در دلِ تاریکی
وبلاگی در باره ی ترجمه و شعر و ادبیات و سیاست و خانه و خیابان و راه های دور و چیزهای دیگر که توسط علیرضا سعادت نوشته می شود گاه به گاه .((کلیه حقوق آثار این وبلاگ برای نویسنده محفوظ است .)) ضمنا ارمیا نام پیامبری ست و نام هیچ گلی نیست