به گاه از سرگیری بارش بارانها (ترجمه از ژاپنی)
雨から始まる詩 | |
雨がポチョッて額に落ちた | |
به گاهِ از سرگيري ِ بارش بارانها
باران كه سرمي گيرد و مي بارد تمام
قطره قطره كه مي شود و با خود مي برد گرماي تنش را...
باران باران ،خيمه مي شود، همه جانش را
آنك رنجور و آرام انسان ، رنجور و آرام
مي رود و تنها مي رود و ترسي غريب در دلش
اين هراس سرد از كجاست ؟ از خنجري كه شايد همراهان بر گُرده اش بنشانند ؟
هيچش جز اين نياموخت زندگي ، هيچ
سراسر زندگي من ، سراسر زندگي تو، جز اين چه بود
و در اين حوالي هر سلام ، خشك خواهد شد و فرو خواهد ريخت همچون ساقه ي علفي ، زرد
آرامش كه فرو خواهد ريخت ، قرار كه خواهد گريخت
بي شك زندگي درگذر خواهد بود با لبخند تلخي بر لبانش سنگين و آرام
و مي نشيد در سكوت بر ميانه ي فرشي گستره در مركز حيات
از آنجا به راستي ، ترنم كدام آواز مي گذرد ؟
چه كس به رقص به پا خواهد خاست
چه كس پابرهنه و خيس خواهد گذشت
گوش كن صداي پايي مي آيد ، صداي پا
فرشته ، فرشته اي در راه است
وبلاگی در باره ی ترجمه و شعر و ادبیات و سیاست و خانه و خیابان و راه های دور و چیزهای دیگر که توسط علیرضا سعادت نوشته می شود گاه به گاه .((کلیه حقوق آثار این وبلاگ برای نویسنده محفوظ است .)) ضمنا ارمیا نام پیامبری ست و نام هیچ گلی نیست