سرنوشت
این سرنوشت تو نیست
سرنوشت همه کسانی ست
که او را دوست می داشته اند
شکسته بر بی شاخه ی بی درخت بی روزنه ی کویر
رویای باران رامگر
انتظار زمستانی که
گذشت ابری شود
شاید
ورنه جزآفتاب بلند ِ سکوت
و
بیابان دورِ تنهایی
برای کسانی که دوستش داشته اند
مقدر نیست
نه
مقدرنیست
امید باژگونه گی این سرنوشت سوزان را
به شبهای بلند بی خوابیت ببر
توتنها سرنوشت خود را دیگرگون
فرو توانی ریخت
اما این
این سرنوشت تو نیست
سرنوشت همه کسانی است که
دوستش داشته اند
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۵/۰۷ ساعت توسط علی سعادت
|
وبلاگی در باره ی ترجمه و شعر و ادبیات و سیاست و خانه و خیابان و راه های دور و چیزهای دیگر که توسط علیرضا سعادت نوشته می شود گاه به گاه .((کلیه حقوق آثار این وبلاگ برای نویسنده محفوظ است .)) ضمنا ارمیا نام پیامبری ست و نام هیچ گلی نیست