نه

این زمستان دیگر کار من نیست

من از پسش بر نمی آیم

نه

نمی توانم

می روم تا عصر و کرسی مادربزرگ

به غربت گورستانهای کویر ِخانه ی پدری

روزهای بی کودکی ام را ساکت بمانم

نه من نمی توانم

این زمستان دیگر کار من نیست