درخانه
خسته به روزهایی که اوست
قاب خودش و اینهمه دیوار بی نجوا
رو به شهر و رو به بزرگراه های بی حرفی
مات بر دیوار
قفس در قفس اینهمه شیشه ی چند لایه
بغض تنهاییش را شعر می کند
هی شاعر
شاعر تر
تنها
تنهاتر
مقیم اینهمه
بتن
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۱۰/۲۱ ساعت توسط علی سعادت
|
وبلاگی در باره ی ترجمه و شعر و ادبیات و سیاست و خانه و خیابان و راه های دور و چیزهای دیگر که توسط علیرضا سعادت نوشته می شود گاه به گاه .((کلیه حقوق آثار این وبلاگ برای نویسنده محفوظ است .)) ضمنا ارمیا نام پیامبری ست و نام هیچ گلی نیست