خواب
پرسه می زند میان جمعه عصر رگها
پلک سختش
سنگ می شود به هیچ جای چشمها
و
هزارهفته ی بی پنجشنبه
روی میز می پاشد
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۷/۰۹ ساعت توسط علی سعادت
|
خواب
پرسه می زند میان جمعه عصر رگها
پلک سختش
سنگ می شود به هیچ جای چشمها
و
هزارهفته ی بی پنجشنبه
روی میز می پاشد
وبلاگی در باره ی ترجمه و شعر و ادبیات و سیاست و خانه و خیابان و راه های دور و چیزهای دیگر که توسط علیرضا سعادت نوشته می شود گاه به گاه .((کلیه حقوق آثار این وبلاگ برای نویسنده محفوظ است .)) ضمنا ارمیا نام پیامبری ست و نام هیچ گلی نیست