شعله ی درون حباب شیشه ای (ترجمه ار ژاپنی)
壜の中の炎
中村剛彦
窓に飾った古いガラス壜の中に、小さな月が灯った
小さくても部屋のかしこに、光は届いた
それはあなたと出会った夜のこと
それまで壜の中では、野心の青い炎が一つ
ゆらゆらと揺れ、ときに罪の色を帯び
ひときわ大きくうねっていたものだが
あの夜からずっと、小さな月は壜の中に灯っている
今宵は、この孤独な月を吹き消して
あなたに捧げる赤い炎を灯そう
やがて赤い炎は青い炎と一つになり
おのずと小さな太陽となり輝きはじめる
そしてもう、あなたのもとに、光は届いている
شعله ی درون حباب شیشه ای
« پنجره را قشنگ کرده
حباب شیشه یی قدیمی
درونش ماه کوچکی درخشان
به کنج و کنار اتاق کوچک
سوسویِ نوری
و این
تمام ِ شب است
گسترده
در برابرچشمانت »
«تنها شعله یی آبی
بالا و بالاترمیرود
درون حباب شیشه ایی
لرزان و لرزان
پنداری به رنگ گناهی ست
ناگاهان!
پیچان به دور خویش
چون موج »
« نشسته ست از ابتدای شب
ماه ِ کوچک سوزان
درون حباب شیشه ای
تا تمام شود و خاموشی گزیند
ماه پرت افتاده
ماه متروک
شعله ای برمی افروزی
سرخ »
« چه زود و چه نزدیک
آبی می شود دیگر بار شعله ی سرخت
تیز و بلند
پرتویی
از حدود خورشید کوچکت
تابیدن آغاز می کند
پس
به درون تو نیز
سوسوی نوری می تابد »
وبلاگی در باره ی ترجمه و شعر و ادبیات و سیاست و خانه و خیابان و راه های دور و چیزهای دیگر که توسط علیرضا سعادت نوشته می شود گاه به گاه .((کلیه حقوق آثار این وبلاگ برای نویسنده محفوظ است .)) ضمنا ارمیا نام پیامبری ست و نام هیچ گلی نیست