درجستجوی راه (ترجمه از ژاپنی)
道をたずねたら
川田絢音
道をたずねたら
聴こえない
と砂糖黍を売る男が
おおきく上体を揺すった
何処かへ行こうとして 道を訊くなどそらぞらしい
恥ずかしい思いをして
あたまから 破れ
眼もやっと脱けていくようだ
じっと動かない高層建築もそこにあるまま
海辺のさびしい湿原である
皮をかれた砂糖黍の茎が
リヤカーの上で
あと先のない白さを明滅している
蜻蛉をまね
灰をまねて漂うばかりである
در جستجوی راه
هیچ نمی شنود اکنون
مرد نیشکر فروش
سرو جانش می لرزد سرد،
چون بیدی در باد
به جستجوی جایی
سربزیر و خاموش
اندوهی سترگ خانه کرده در سرش
غرقه ی اشک و شرم
و چشمانش سرانجام
پرسان
به گریزراهی
بسیار ممتد خانه هایی سر نهاده بر بلندِ آسمان
بسیار تا دوردست ادامه ی مردابی ساحلی
پوشیده به علفهای غربتش
ساقه های نیشکر همه پوسته هایشان خشکیده
دسته دسته بر پشت ارابه
دیری نمی گذرد که
او
چون سوسویی لرزان و سپید
انگار که بالهای سنجاقکی
چون خاکستر
رقصان می شود در باد
وبلاگی در باره ی ترجمه و شعر و ادبیات و سیاست و خانه و خیابان و راه های دور و چیزهای دیگر که توسط علیرضا سعادت نوشته می شود گاه به گاه .((کلیه حقوق آثار این وبلاگ برای نویسنده محفوظ است .)) ضمنا ارمیا نام پیامبری ست و نام هیچ گلی نیست